سال نو مبارک


صنایع دستی هورامان
افتخارات هر ملت و کشوري، صنايع بومي و دستي آن کشور است. چرا که اين صنعت و به عبارتي اين هنر – صنعت بي بديل و بي رقيب حاصل ذوق و هنر، سليقه، ابتکار و خلاقيت هنرمندان و صنعتگران عزيزي است که صبورانه آداب، سنن و رسوم و در يک کلام پيام فرهنگي نسل ها را در محصولات توليدي شان متجلي کرده و از آن پاسداري مي نمايد.
ويژگي هاي ارزنده ديگري که در اين گونه صنايع موجودند از قبيل ( ملي، غير وابسته، قابليت ايجاد و توسعه در کليه مناطق شهري ، روستايي و عشايري، عدم نياز به کارشناسان خارجي ، دسترسي آسان به مواد اوليه وابزار کار مختصر و ارزان، ارزش افزوده بالا، عدم نياز به سرمايه گذاري زياد، بستر ساز صنعت گردشگري، عدم آثار مخرب زيست محيطي، ايجاد درآمد مکمل، قدرت اشتغال زايي و .. مسئولين و دست اندر کاران را داشته تا با عزمي جدي زمينه رشد و اعتلاي اين صنعت را آماده نمايند.
از اين جمله زيبا ميتوان پي به راز ماندگاري صنايع دستي برد در واقع صنايع دستي اصلي ترين سند هويت تاريخي ملت هاست چرا که بخشي از ميراث فرهنگي ماست.
نسل امروزي ما بايدبداند که از چه پشتوانه فني ، تکنيکي و هنري برخوردار بوده است تا به راحتي خود را در هجمه فرهنگي غربيها نبازد و دل به ارزش هاي بيهوده آنان نبندد و اسير پديده از خود بيگانگي يا اليناسيون نگردد.
به لحاظ اين اهميت شوراي جهاني صنايع دستي در نخستين کنگره جهاني در روز دهم ژوئن سال 1964 ميلادي با شرکت استادان دانشگاه، صنعتگران و هنرمندان بيش از 40 کشور جهان در نيويورک برگزار شد و به عنوان يکي از نهادهاي وابسته به يونسکو به تصويب رسيد.
در ايران نيز بيستم خرداد هر سال که مصادف با دهم ژوئن مي باشد به نام « روز جهاني صنايع دستي» نامگذاري گرديد و حتي دهه پاياني قرن بيشتم از سوي سازمان ملل متحد دهه توسعه فرهنگي نامگذاي شدوتوجه را بيش از پيش به پرورش استعداد ها وشکوفايي خلاقيت ها در زمينه صنايع دستي و بومي کشورها معطوف نمودند.
از آنجا که صنايع دستي صنعتي چند بعدي و يا چند وجهي است لذا غير از جنبه هاي هنري و فرهنگي از نظر اقتصادي و اجتماعي نيز حائز اهميت است . بد نيست بدانيدکه سهم صنعت خودروسازي و پتروشيمي علي رغم سرمايه گذاريهاي کلان در توليد ناخالص ملي به ترتيب 7/2 و 2 درصد بوده در حاليکه سهم صنايع دستي در توليد ناخالص ميلي 3 درصد مي باشد.
ويژگيهاي بارز و انکار ناپذير اين هنر صنعت باعث شده که تمامي کشورها ، چه کشورهاي در حال توسعه و يا کشورهاي پيشرفته ناگزير از لحاظ نمودن نقش اين صنعت در برنامه هاي اقتصادي اجتماعي خود باشند.
اميد است با رشد و توسع صنايع دستي گام هاي موثري در جهت ايجاد فرصت هاي شغلي برداشته تا اين صنعت جايگاه واقعي خود را از جهات اقتصادي ، اجتماعي، فرهنگي و اشتغال زايي را پيدا وموجبات رشد و توسعه اقتصادي فراهم گردد.
![]()
صنايع دستي، يکي از قديميترين و پرپيشينه ترين فعاليت هاي بشري است که به موجب برخي از اسناد و مدارک تاريخي، سابقه پيدايش آن به عصر حجرمي رسد.
حاصل کاوشهاي باستان شناسان حکايتگر آن است که از آغاز زندگي بشر بر روي زمين ساخت ظروف وپاره اي ابزار مصرفي ديگر نظير نيزه و خنجر به عنوان وسيله شکار يا اسباب دفاع، از جنس سنگ، آهن، مس و بالاخره پوست و پشم و کرک حيوانات وهمچنين الياف گياهي رواج يافته است.
نخستين اجتماعات انساني با توجه به شيوه معيشت جوامع مبتني بر شکار و گردآوري خوراک ذکر کرده اند. شواهدي در دست است که نشان ميدهد صنايع دستي از قدمتي در حدود 12000 سال برخوردارند. در اواخر نخستين دوره زندگي اقتصادي- اجتماعي بشر، تغييراتي در صنايع دست ساز رخ داد.
تحول اجتماعات بشري و تغير شيوه معيشت انسان ها به کشاورزي در مقايسه با گذشته پيشرفت بسيار قابل ملاحظه اي در زدگي انسان به شمار مي آيد و رشد چشمگير آن در ابزارهاي مربوط به کشاورزي مشهود است.
در سير تحول تاريخي و تحولات فني و تغيير و روش توليد، ظهور انقلاب صنعتي اروپا بزرگترين رويداد تاريخي محسوب مي شود زيرا صنايع و حرفه هاي دستي به يکباره دچار چنان تحول و دگرگوني عظيمي گرديدکه بسياري از اين صنايع درممالک کانون انقلاب صنعتي رو به نابودي گذاشت.
البته شدت و ضعف سياست حمايتي دولت نسبت به صنايع دستي بستگي زيادي به درجه توسعه يافتگي ، اهميت صنايع دستي موجود، مساله افزايش جمعيت و بيکاري، محدوديت منابع درآمد و نظائر آن دارد.
به عنوان مثال در هندوستان که زندگي بيش از ده ميليون نفر بسته به صنايع دستي و روستايي بوده و اين رشته فعاليت بيش از 14 درصد درآمد ملي را تامين ميکند.
حجم تجارت جهاني صنايع دستي 14 تا5/14 ميليارد دلار به سال است که از رقم مذکور 4 تا 5/4 ميليارد دلار مربوز به فرش و بقيه به ديگر اقلام صنايع دستي اختصاص دارد .
کشور چين با 5 ميليارد دلار صادرات سالانه در راس کشورهاي صادر کننده صنايع دستي قرار دارد. صادرات صنايع دستي طي دوره 1373 تا 1378 نشان مي دهد سهم صادرات صنايع دستي از کل اين گروه در سال 1373 حدود 3% مي باشدو اين سهم در سال 1378 به 25% کاهش يافته است.
از سال 1964 نيز شوراي جهاني صنايع دستي (World craftscouncil(w.c.c)) وابسته به سازمان تربيتي، علمي و فرهنگي ملل متحد( يونسکو) درژنو تاسيس شد که هدف اساسي آن کمک به بالا بردن سطح اطلاعات تخصصي صنعتگران در سراسر جهان و ايجاد هماهنگي لازم در سياست توسعه صنايع دستي کشور هاي عضو از طريق تهيه و انتشار نشريات علمي و آموزشي، تشکيل کنفرانس ها وسمينارهاي مختلف جهت بحث و تبادل نظر در زمينه ها ي اقتصادي، فني و فرهنگي، صنايع دستي مي باشد.
فعاليت هاي کشاورزي و دامداري در ايران از گذشته هاي دور تا به امروز ، هم بخشي از مواد اوليه مورد نياز صنايع دستي کشور را مهيا ساخته و هم افرادي را که به اين نوع فعاليت هاي اشتغال دارند و به علت طبيعت کارشان، فصل يا فصولي از سال بيکار مي مانند و ضرورتا نياز به فعاليت در رشته هاي ديگر توليدي دارند به کاري مفيد مشغول داشته است.
صنايع دستي ايران از هزاران سال پيش تاکنون پيوندي نيرومند با سنت هاي باستاني داشته است. مروري بر روند تاريخي صنايع دستي در ايران نشان مي دهد که در تمام دوره هاي تاريخي ايران درفن سفالگري، پارچه بافي، گچ بري، قلمزني وفلز کاري توفيقات زيادي داشت و به نظر محققان و پژوهشگران، مشخص گرديد که زادگاه صنايع وهنرهايي نظير قاليبافي، فلزکاري ، سفال و سراميک سازي درايران بوده است. (منبع : صنایع نیوز)
![]()
ساخت صنایع دستی از گذشته های دور وجود داشته، بنابراین نمی توان آن را هنری امروزی به شمار آورد، در آن زمان مردم بدون اینکه بدانند و آگاه باشند، هنر و صنعت زمان خود را درمی آمیختند، چنان که اشیاء زینتی و صنایع دستی به دست آمده از اکتشاف های باستان شناسان، گواه این ادعاست که صنایع دستی در ابتدا برای رفع احتیاجات روزمره انسانها به وجود آمد و به تدریج رشد و تکامل یافت و امروزه صنایع دستی هر منطقه، نشاندهنده فرهنگ و هنر آن منطقه است؛ طوری که از روی صنایع دستی به دست آمده از اکتشافات های باستان شناسان می توان به تمدن مردم آن دوره و همچنین فرهنگشان و میزان پیشرفته بودن صنعت آن دوره خاص پی برد. با بررسی صنایع دستی در هر کشور یا منطقه می توان با فرهنگ و صنعت مردم، استعدادها، مهارتها و خلاقیت افراد آشنا شد، این هنر به عنوان نماد فرهنگی و تاریخی هرکشور نیز شناخته می شود و از این لحاظ دارای اهمیت است.صنایع دستی هر کشور، اهمیت ویژه ای نیز در نظام اقتصادی آن کشور دارد. البته رونق این هنر در چگونگی بازاریابی آن است و باید روش های سنتی معرفی صنایع دستی را فراموش کرد و از شیوه های امروزی در بازاریابی استفاده کرد. صنایع دستی هر کشور در جذب توریست نقش عمده ای دارد، جهانگردان برای شناخت تاریخ و فرهنگ هر کشور و هر منطقه به شناخت صنایع دستی آن منطقه می پردازند، البته بیشتر سعی می کنند هنرهای سنتی یک کشور را بررسی کنند و از این طریق به تمدن گذشته مردم کشورهای مختلف پی ببرند و تاریخ باستانی آنها را مطالعه کنند، غیر از این می توانند از این طریق از علایق و گرایش های مردم سرزمین های مختلف نیز آگاه شوند و از این موضوع در تجارت خود بهره ببرند. این موضوع هم به سود مردم آن کشور است و هم توریست ها و نتیجه آن پیشرفت اقتصادی هر دو گروه از این طریق است.بررسی آثار صنایع دستی نقاط مختلف از جهات گوناگون برای محققان و مورخان دارای اهمیت است.
غیر از شناخت ریشه تاریخی و تمدن باستانی مناطق مختلف، بررسی این آثار برای پژوهشگران از این جهت دارای اهمیت است که می توانند به هنرها و همچنین صنایع موجود در دوره های گذشته پی ببرند و یا اینکه یا صنایع امروزی نقاط مختلف جهان آشنا شوند.در مقایسه ای که محققان میان کشورها رو به رشد و کشورهای پیشرفته انجام داده اند، این نتیجه بهدست آمده است که در کشورهای پیشرفته، صنایع دستی، ساخت آن و پرداختن به این هنر به تدریج از میان رفته است و علت این امر نادیده گرفتن جنبه های اقتصادی و تجاری این هنر است. این کشورها به دلیل اتکائی که به تکنولوژی پیشرفته دارند، این نتیجه به دست آمده است که در کشورهای پیشرفته، صنایع دستی، ساخت آن و پرداختن به این هنر به تدریج از میان رفته است و علت این امر نادیده گرفتن جنبه های اقتصادی و تجاری این هنر است. این کشورها به دلیل اتکائی که به تکنولوژی پیشرفته دارند، از پرداختن و اهمیت دادن به این هنر دوری می کنند و صنایع دستی این کشورها تنها به بازمانده هائی از گذشتگان خلاصه می شود که امروزه آنها را در موزه ها نگهداری می کنند. در بررسی دیگری که در دورن کشورها صورت گرفته، این نتیجه تا حدودی برعکس است. در کشورهای مختلف به طور کلی در نقاطی که دور از شهرها و ایالات بزرگ است، در گذشته صنایع و هنرهائی وجود داشته که اکنون دیگر نشانی از آنها نیست. در حالی که در شهرهای بزرگ بیشتر به این هنر توجه می شود و بهخاطر اهمیت اقتصادی و تجاری آن، مردم بهای بیشتری به آن می دهند. البته در بررسی که در میان کشورهای جهان انجام شده، نتیجه ذکر شده، یک نتیجه کلی در مقایسه کشورها با هم است و واضح است که این نتیجه گیری ممکن است استثناهائی هم داشته باشد، از جمله این کشورها می توان به ژاپن و چین اشاره کرد. ژاپن با وجود صنعت و تکنولوژی پیشرفتهای که در اختیار دارد، هنوز برای شناساندن خود به مردم کشورهای مختلف از صنایع دستی استفاده می کند و با معرفی صنایع دستی خود، سعی در شناساندن فرهنگ و تمدن گذشته خود دارد و معرفی این تمدن را بسیار مهمتر از معرفی تکنولوژی امروزی خود می بیند و علت آن نیز این است که تکنولوژی روز به خودی خود به مردم شناسانده می شود، اما معرفی تاریخ، فرهنگ و تمدن یک کشور اهمیت بالائی دارد.
بنام خدا
گیوه بافی زنان هورامان افتخار دارد به عنوان یک شرکت تعاونی در خدمت زنان ودختران کوشا وغیرتمند هورامان باشد.ایده تشکیل این تعاونی به یک سال قبل برمی گردد زمانی که بنده یک کارگاه کوچک در شهر پاوه دایر کرده واقدام به آموزش زنان ودختران جوانی که قصد یادگیری یک حرفه را برای ایجاد یک شغل درآمد زا داشتند نمودم. خانمهای زیادی در این طرح شرکت کردند ومی توانم به افتخار بگویم که تعداد 240 نفر خانم در کارگاه کوچک من گیوه بافی مردانه (کلاش هورامی) وزنانه را آموخته ودر این راستا برای آنان مدرک صادر گردیده است. البته برگزاری کلاسهای آموزشی با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی وصنایع دستی و سازمان آموزش فنی وحرفه ای استان کرمانشاه صورت گرفته وکلیه مدارک نیز توسط این دو سازمان صادر گردیده است.
امروزپنجشنبه مورخ 16/10/1389 تعاونی ما با نام تعاونی شماره 3959 گیوه بافی زنان هورامان به ثبت رسیده و فعالیت آن با نام جدیدش رسماَ آغاز گردید. این تعاونی دو منظوره می باشد هم فعالیت تولیدی دارد وهم توزیعی به این منظور که قصد دارد چند کارگاه تولید زیره کلاش را تحت پوشش قرار داده وهمچنین اقدام به تولید (دوختن ) گیوه نماید که البته تا به امروز نزدیک به 150 نفر برای عضویت اعلام آمادگی نموده اند. امیدوارم با تلاش وکوشش زیاد بتوانیم زنان ودختران بیشتری را تحت پوشش قرار دهیم واین امر زمانی امکانپذیر است که بتوانیم در امر توزیع وفروش نیز موفق باشیم.
![]()
2- تکمیل زیره کلاش
![]()
3- دوخت کلاش توسط زنان
![]()
4- کلاش تکمیل شده وآماده پوشیدن
![]()
5- نمونه ای از گیوه زنانه
![]()
انسان از نخستين روزهايي كه بر روي زمين راه رفتن را شروع كرد،احساس كرد بدون داشتن پوششي خاص براي پاهايش نمي تواند مدتي طولاني به حركت خود ادامه دهد .برهمين اساس پس ازآن تلاش كرد با طرق مختلف پوششي براي پاهاي خود ايجاد كند تا بدين روش راه رفتن برايش سهل تر گردد.شايد نخستين پوششي كه او براي اين منظور از آن استفاده كرده همان پوششي بوده كه براي سترعورت هم مورد استفاده قرار مي داده است .بر اساس شواهد موجود اين وضعيت تا زماني كه انسان با شكار آشنا شده است ادامه داشته و برگ و پوست درختان همان گونه كه تنها لباس او بوده اند تنها پاپوش وي هم محسوب مي شده اند اما پس از آشنايي بشر نخستين با شكار حيوانات وضعيت فرق كرد و انسان اوليه براي پاپوش خود نيز همانند لباس خود از پوست حيوانات استفاده كرد. بعدها انسان نخستين متوجه شد كه مي تواند با تغييراتي در استخوان حيوانات بزرگ جثه از آن به عنوان پاپوش وكفش استفاده كند و بدين گونه صنعت كفاشي متولد شد.پس از اين زايش روند تكامل صنعت كفاشي همانند تكامل زندگي بشر با شتابي فراوان دنبال شد تا جايي كه اكنون كارخانه هاي بزرگ به صورت يك شكل و يك اندازه هزاران هزار كفش را در چند ساعت براي استفاده بشر آماده مي كنند.البته هنوز هم در برخي نقاط جهان و از جمله ايران كفش هاي دست ساخت بشر طرفداران خاص خود را داردو برخي از مردم به ويژه در مناطق غير شهري اين نوع پاپوش ها را به كفش هاي يك شكل كارخانه اي ترجيح مي دهند. معروفترين نوع كفش هاي دست دوز كه در نقاط مختلف ايران داراي طرفداران پرشماري بوده وحتي برخي مردم شهر نشين نيز در روزهاي گرم سال آن را به ساير انواع كفش ترجيح مي دهند گيوه نام دارد.درزير ابتدا تاريخچه توليد وساخت گيوه را در ايران مرور مي كنيم و سپس به بررسي مراحل ساخت كلاش كه نوعي گيوه خاص مناطق كردنشين كشور است و همچنين خصوصيات اين نوع كفش مي پردازيم.
تاريخچه گيوه
درباره تكامل صنعت كوچك گيوه بافي اطلاعات كمي در دست هست.گيوه، اصولا پای پوشی است سبك، بادوام و مناسب برای راهپيمايیهای طولانی در مسيرهای ناهموار و با توجه به اين خصوصيات، اغلب افراد پيدايش آن را به روزگارانی خيلی قدیمتر از پيدايش ساير انواع پاپوش نسبت دادهاند و همين امر باعث شده تا تولد گيوه با افسانهها پيوند بخورد. كما اينكه در اكثر منابع، توليد نخستين گيوه را به گيو، پهلوان داستانی ايران (كه به روايت فردوسی پسر گودرز و داماد رستم بوده است) نسبت دادهاند. مولف كتاب بهارعجم به نقل از فرهنگ قوسی نوشته: گيوه منصوب به گيو گودرز است و گيو آن را هنگام سرگردانی در توران زمين ترتيب داد و ديگران با استناد به شاهنامه و در تفسير اين نظريه عنوان كردهاند كه گيو وقتی برای بازگرداندن سياوش(نوهی كيكاوس) و مادرش فرنگيس به تركستان رفت هفت سال در آن ديار سرگردان بود و چون برای راهپيمايیهای طولانی خود نياز به پایافزاری بادوام، سبك و خنك داشت گيوه را بوجود آورد و بعدها همه كسانی كه چنين مختصاتی را از پاپوش انتظار داشتند گيوه را انتخاب كردند و در رهگذر قرون و اعصار تغييراتی در آن بوجود آوردند. هر چند نمیدانيم گيوههای ابتدايی از چه جنسی ساخته میشده و چه شكلی داشته، اسنادی در دست داريم كه نشان میدهد قرن هشتم هجری قمری دوران اوج استفاده از گيوه بوده و استان فارس در زمينه توليد آن مقام برجستهای داشته و اين معنا از آنجا استنباط میشود كه ابوالعباس زركوب شيرازی در كتاب شيرازنامه كه در سالهای پيش از 754 قمری نوشته شده از بازار گيوهدوزان در شيراز ياد كرده و در مكاتبات خواجه رشيدالدين فضلالله، گيوه به عنوان يكی از محصولات عمده كازرون مورد اشاره قرار گرفته است . البلخي تاريخ نويس معروف در سال 1105 ميلادي متذكر مي شود كه غنديجان فارس (جميله امروز) در صنعت گيوه بافي مشهور بوده است. مستوفي جغرافي نگار نيز كه در سال 1340 ميلادي كه از آنجا بازديد كرده مي نويسد كه پيشه گيوه بافي در اوج تكامل بوده است. در همين خصوص عبيدزاكانی و نظامالدين قاری مصنف كتاب ارزندهديوان البسه نيز نكاتی را متذكر شدهاند كه از خلال آنها ارزش گيوه و اينكه در آن زمان تهيه انواع ديگر كفش برای همگان مقدور نبوده است مشخص میگردد. از دوره صفوی به بعد به موازات ساير تغييراتی كه در شئون مختلف زندگی مردم كشورمان بوجود آمد كفش نيز دچار دگرگونیهايی شد. در دوره صفوی طبقات بالای جامعه اغلب از كفشهای تمام چرم استفاده كرده و مردم عادی گيوه میپوشيدهاند و باز در همين دوره است كه میبينيم در شكل و ساختمان گيوه تغييراتی رخ میدهد و پاپوشدوزان قديمی تلاش مي كنند تا كارآيیهای گيوه را با موقعيت اقليمی منطقهای كه در آن بايد مورد استفاده قرار گيرد،تطابق دهند. در اين دوره علاوه بر شيراز كه دارای بازار گيوهفروشان بوده در اصفهان نيز بازاری برای توليد و فروش گيوه ايجاد شده و محل آن به روايت سياحان، حوالی بازار عليقلیخان بوده است. در بين اسناد و مدارك دورههای بعدی نيز به كرات با نام گيوه، كاربردهای آن و حتی مشخصات افراد معروفی كه به گيوهدوزی اشتغال داشتهاند، برمیخوريم. زيباترين رويه گيوه در آباده، ميان راه اصفهان و شيراز، بافته مي شد. هم اكنون گيوه در بسياری از مناطق كشور توليد میشود و قسمتهای مختلف كرمانشاه، منطقه اورامانات، آباده، كازرون ، بهبهان و دزفول ، بخشی از اصفهان، چهارمحال و بختياری، روستای وفس و سنجان در استان مركزی جزو مناطق اصلی توليد گيوه در ايران هستند.
منطقه كوهستاني اورامانات ، گذرگاههاي صعب العبور آن، كم بودن راههاي ارتباطي ماشين رو، نوع معيشت مبتني بر دامداري و كشاورزي و ضرورت تحرك فراوان در فصول سه گانه بهار و تابستان و پائيز (كه فصلهاي كار هستند) پاافزاري را مي طلبد كه سبك، راحت، مقاوم، خنك و در عين حال ارزان باشد. خود منطقه عشايري، روستائي و جوامع نيمه شهري با امكانات موجود منطقه قادر به توليد آن باشند، و تا حدي خودكفا بوده و تا حد خود مصرفي بتوانند به توليد آن اقدام كنند.
پا افزاري چون گيوه بهترين پاسخگو براي تمامي اين نيازها بوده و هنوز هم مي تواند باشد زيرا:
1- مواد اوليه كف آن تماماًً در منطقه موجود است.
2- ابزار كار ساده است و به راحتي مي توان آن را تهيه كرد.
3- بخش عظيمي از زنان منطقه را كه در زمينه كارهاي توليدي مسلط منطقه قادر به فعاليت نيستند فعال مي كند.
4- در صورت توليد بيشتر مي تواند حوزه آن به خارج از محدوده خود نيز كشيده شود و به جاي اينكه با خروج مواد اوليه غذائي، نيازهاي ديگر تأمين گردد، مواد غذائي براي اهالي باقي بماند، نوع تغذيه كامل گردد، از مقدار بيماريهاي ناشي از سوءتغذيه كاسته شود، نيروي بيشتري صرف توليدهاي مسلط منطقه گردد، راه سياست خودكفائي بازتر شود، و نيازهاي مصرفي منطقه از اين راه تأمين گردد.
كلاش
توليد گيوه در روستاهاي منطقه بيشتر به نوع خاصي از گيوه مربوط مي شود كه تخت آن كهنه اي است و به نام گيوه "زيره اي" يا "كلاش" شهرت دارد. روستاي "حجيج" و شهر "نودشه" درهورامان لهون از مراكز قديمي و مهم توليد اين نوع گيوه بوده است. امروزه روستای دل با جمعیتی حدود 1500 نفر نزدیک به 200 کارگاه گیوه بافی دارد. امروزه صدها نفر از زنان منطقه هورامان در شهرهای پاوه ونودشه ونوسود وحتی مریوان و تمام روستاهای هورامان به کار گیوه بافی وگیوه چنی مشغول می باشند.
مواد اوليه
بخشي از مواد اوليه مورد مصرف در گيوه كشي در محل تهيه مي شود و بخشي نيز از نقاط ديگر آورده مي شود.
موادي كه در محل تهيه مي شوند:
* پوست گاو كه به صورت نوارهاي باريك در كف گيوه به كار مي رود و از روستاهاي اطراف و بخصوص "اسپريس" مي آورند.
* پيه براي اينكه به درفش ها يا نوارهاي باريك پوست ماليده شود و ضمن كار اصطكاك را از بين ببرد.
* نري گاو براي نصب در نوك و انتهاي گيوه كه بعد خشك شدن حالت شاخي پيدا مي كند و استحكام گيوه را افزايش مي دهد.
* نخ تابيده شده از موي بز براي بخيه كاري دور تخت گيوه كه رويه گيوه به آن بافته مي شود. ولي چون مواد توليد شده در محل بخصوص در روستاي نودشه كه توليد زياد است كفاف مصرف كار را نمي دهد، كمبود آن را از نقاط ديگر بخصوص از روستاهاي اطراف و شهرهاي باختران، سنندج، همدان و ... تهيه مي كنند.
موادي كه از خارج محل تهيه مي شود:
* رنگ، براي رنگ كردن پارچه هاي كف گيوه، كه معمولاً از باختران، سنندج، تهران و اصفهان آورده مي شود.
* پارچه نازك نخي، براي درست كردن فيته هاي كف گيوه، كه از ملافه هاي كهنه بيمارستان هاي شهرهاي دور و نزديك آورده مي شود.
* كتيرا، براي آهار دادن و منسجم كردن فيتله هاي كف گيوه كه بيشتر از سنندج مي آورند.
* نخ تابيده شده (نخ قرقره) براي بافتن رويه گيوه كه از كرمانشاه و اصفهان آورده مي شود.
* ميخ سياه بنفش براي كف گيوه، كه از شهرهاي نزديك تهيه مي شود.
پاره اي از اين مواد را گيوه كشان بدون اينكه كاري روي آن انجام دهند به كار مي برند مثل پيه، نخ قرقره، چرم دباغي شده گاوميش (كه فقط دوربري مي شود)، رنگ (رنگ شيميائي آماده شده در كارخانه) كف هاي پلاستيكي كه در كارخانه هاي تهران تهيه مي شود، ميخ سياه بنفش، كتيرا (كه فقط در آب مي خيسانند)، چسب و نخ قرقره. روي پاره اي ديگر از مواد استادكاران و كنندگان كار فعاليت هاي اوليه اي انجام مي دهند تا در گيوه كشي قابل استفاده باشد كه عبارتند از:
* پوست، كه بايد ابتدا خشك و سپس رشته رشته و در پايان موزدائي و سپس پيه مالي شود.
* نري گاو، كه بايد ابتدا پوست كني، سپس خشك، دوباره اندكي نمدار و سپس قطعه قطعه شود.
* پارچه نخي كه بايد ابتدا رنگ و سپس رشته رشته و بعد از آن تبديل به فيتله شود.
* موي بز، كه در پاره اي موارد توسط زنان تابيده شده و تبديل به ريسمان هاي نازكي مي شود و يا اينكه بطور كلي از روستاهاي اطراف تهيه مي گردد.
درباره تكامل صنعت كوچك گيوه بافي اطلاعات كمي در دست هست. البلخي تاريخ نويس معروف در سال 1105 ميلادي متذكر مي شود كه غنديجان (جميله امروز) در فارس در صنعت گيوه بافي مشهور بوده، و در سال 1340 ميلادي كه مستوفي جغرافي نگار از آنجا بازديد كرده مي نويسد كه پيشه گيوه بافي در اوج تكامل بوده است.
گيوه، اصولا پای پوشی است سبك، بادوام و مناسب برای راهپيمايیهای طولانی در مسيرهای ناهموار و با توجه به اين خصوصيات، اغلب افراد پيدايش آن را به روزگارانی خيلی قدیمتر از پيدايش ساير انواع پاپوش نسبت دادهاند و همين امر باعث شده تا تولد گيوه با افسانهها پيوند بخورد. كما اينكه در اكثر منابع، توليد نخستين گيوه را به گيو، پهلوان داستانی ايران (كه به روايت فردوسی پسر گودرز و داماد رستم بوده است) نسبت دادهاند.
مولف كتاب بهارعجم به نقل از فرهنگ قوسی نوشته: گيوه منصوب به گيو گودرز است و گيو آن را هنگام سرگردانی در توران زمين ترتيب داد و ديگران با استناد به شاهنامه و در تفسير اين نظريه عنوان كردهاند كه گيو وقتی برای بازگرداندن سياوش(نوهی كيكاوس) و مادرش فرنگيس به تركستان رفت هفت سال در آن ديار سرگردان بود و چون برای راهپيمايیهای طولانی خود نياز به پایافزاری بادوام، سبك و خنك داشت گيوه را بوجود آورد و بعدها همه كسانی كه چنين مختصاتی را از پاپوش انتظار داشتند گيوه را انتخاب كردند و در رهگذر قرون و اعصار تغييراتی در آن بوجود آوردند. قرنهاست عشاير ايرانی و نيیز بسیاری از روستائيان نقاط كوهستانی و نواحی خشك كشورمان گيوه را به هر نوع كفش ترجيح میدهند و از آن استفاده میكنند .
هر چند نمیدانيم گيوههای ابتدايی از چه جنسی ساخته میشده و چه شكلی داشته، اسنادی در دست داريم كه نشان میدهد قرن هشتم هجری قمری دوران اوج استفاده از گيوه بوده و استان فارس در زمينه توليد آن مقام برجستهای داشته و اين معنا از آنجا استنباط میشود كه ابوالعباس زركوب شيرازی در كتاب شيرازنامه كه در سالهای پيش از 754 قمری نوشته شده از بازار گيوهدوزان در شيراز ياد كرده و در مكاتبات خواجه رشيدالدين فضلالله، گيوه به عنوان يكی از محصولات عمده كازرون مورد اشاره قرار گرفته است .در همين خصوص عبيدزاكانی و نظامالدين قاری مصنف كتاب ارزندهی ديوان البسه نيز نكاتی را متذكر شدهاند كه از خلال آنها ارزش گيوه و اينكه در آن زمان تهيه انواع ديگر كفش برای همگان مقدور نبوده است مستناد میگردد. خصوصا كه نظامالدين قاری در بيتی، دوام گيوه را نسبت به ساير كفشها متذكر شده است.
از دوره صفوی به بعد به موازات ساير تغييراتی كه در شئون مختلف زندگی مردم كشورمان بوجود آمد كفش نيز دچار دگرگونیهايی شد و آنچه از تاريخ پوشاك در ايران بر میآيد دلالت دارد بر آنكه در دوره صفوی طبقات بالای جامعه عموما از كفشهای تمام چرم استفاده كرده و اغلب مردم عادی گيوه میپوشيدهاند و باز در همين دوره است كه میبينيم در شكل و ساختمان گيوه تغييراتی رخ میدهد و پاپوشدوزان قديمی در راه تطابق كارآيیهای گيوه با موقعيت اقليمی منطقهای كه در آن بايد مورد استفاده قرار گيرد، برمیآيند. در اين دوره علاوه بر شيراز كه دارای بازار گيوهفروشان بوده در اصفهان نيز بازاری برای توليد و فروش گيوه ايجاد شده و محل آن به روايت سياحان، حوالی بازار عليقلیخان بوده است. در بين اسناد و مدارك دورههای بعدی نيز به كرات با نام گيوه، كاربردهای آن و حتی مشخصات افراد معروفی كه به گيوهدوزی اشتغال داشتهاند، برمیخوريم. زيباترين رويه گيوه در آباده، ميان راه اصفهان و شيراز، بافته مي شد. گيوه ايراني (ملكي) خيلي راحت و براي آب و هواي ايران مناسب است ولي كاملاً با نوع غربي آن فرق دارد. گيوه يك زيره پارچه اي به نام شيوه دارد كه دوام و مقاومت آن بسيار زياد است و يك رويه نخي.